نبض زمان آرام می تپد روزی کودکم خواهد آمد

بهار 94 تو راهه

سلام قربونت برم ، خوب هستی؟ مامانی ، فصل بهار نزدیکه . دیگه تا عید و تحویل سال چیزی نمونده اما ..... من و بابایی تو این روزا تو رو کم داریم شهر تو جوش و خروشه ، همه در تکاپو هستن هر کس واسه خریدن چیزی میاد خیابون خیابونا شلوغ هستند  مامان باباها دست بچه هاشونو گرفتن و دارن واسشون خرید میکنن لباس میخرن هر کسی در حد توان مالی خودش . از همه خونه ها صدای بچه ها میاد صدای خنده هاشون صدای شور شوقشون صدای بازی هاشون صدای شیطنت هاشون صدای ماماناشون میاد میگن بچه ها شیطونی نکنین اما .......
28 اسفند 1393

سالگرد عقد مامان و بابا

1389/12/28     " چهارمین سالگرد عقد مامان و بابا " 1389/12/28          1393/12/28      عزیز دلم امروز یعنی 28 اسفند سالگرد عقد من و بابایی هستش عزیزم انشاالله سال دیگه همین موقع شما هم پیش ما باشی .     باید باور کنم یا نه توی خوابم یا بیداری محاله اما تو دستام داری دستاتو میزاری چقدر دور بود تو رو داشتن تو اون روزای تنهایی شاید رویاست ولی حالا کنار من همین جایی   من نگاه تو رو میخوام ر...
28 اسفند 1393

چهارشنبه سوری سال 93

  عزیز دلم دیروز چهارشنبه سوری بود امروز هم آخرین چهارشنبه ی سال . انشاالله سال دیگه چهارشنبه سوری تو بغل من و بابایی باشی انشاالله سال دیگه همین موقع همه مامانایی که منتظر نی نی هستن نی نی هاشون تو بغلشون باشه     عزیزم یکم برات از چهارشنبه سوری میگم:     آخرین چهارشنبه قبل از سال جدید رو میگن چهارشنبه سوری البته شب چهارشنبه ، یعنی غروب سه شنبه رو جشن می گیرن . کلمه ی سور یعنی سرخ و چون این جشن همراه با آتیش هست بهش میگن   " چهارشنبه سوری "   &...
27 اسفند 1393

شاد می نویسم!

می گویند : شاد بنویس ..... نوشته هایت درد دارند ! و من یاد مردی می افتم که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد می زد ..... اما با چشمهایِ خیس ..... !!!!! ...
20 اسفند 1393

شروعی دوباره ..... و بازهم انتظار

1393/12/09   عزیزم ، من و بابایی این ماه منتظر اومدن شما هستیم امروز هم اولین روز هستش انشاالله این ماه خدا لطفش رو شامل حال ما میکنه و شما فرشته ی آسمونی رو صحیح و سالم میگذاره تو دل مامانی   انشاالله .....   خدایا دلم به سان قبله نماست وقتی عقربه اش به سمت " تو " می ایستد آرام می شود ..... !   ...
9 اسفند 1393